به گزارش کاپیتانپرس به نقل از کرادنیوز، «در سرمایهگذاری از طریق تأمین مالی جمعی یا کرادفاندینگ، نرخ بازده پیشبینیشده معمولاً نخستین شاخصی است که توجه سرمایهگذاران را جلب میکند؛ با این حال، ارزیابی یک فرصت سرمایهگذاری تنها بر اساس این شاخص میتواند بخش مهمی از ریسکهای احتمالی را نادیده بگیرد.
در واقع، مسئله اصلی انتخاب میان ریسک و سود نیست، بلکه سنجش میزان بازده مورد انتظار در برابر ریسکی است که سرمایهگذار برای دستیابی به آن میپذیرد.
چرا نرخ بازده بهتنهایی کافی نیست؟
فرض کنید دو طرح تأمین مالی جمعی، هر دو نرخ بازده پیشبینیشده ۴۵ درصدی داشته باشند. در نگاه نخست، ممکن است تفاوت چندانی میان آنها مشاهده نشود؛ اما اگر یکی از طرحها سود را بهصورت سهماهه پرداخت کند و دیگری پرداخت را به پایان دوره موکول کرده باشد، شرایط سرمایهگذاری متفاوت خواهد بود.
همچنین وجود تضمین اصل سرمایه در یک طرح و تفاوت در شرایط تضمین طرح دیگر، میتواند بر ارزیابی سرمایهگذار اثر بگذارد.
بر این اساس، مدت اجرای طرح، دوره پرداخت سود، نوع و شرایط تضامین، وضعیت کسبوکار متقاضی و هدف تأمین مالی، مجموعهای از شاخصهایی هستند که باید در کنار نرخ بازده بررسی شوند.
ریسک سرمایهگذاری در کرادفاندینگ چه ابعادی دارد؟
ریسک سرمایهگذاری در تأمین مالی جمعی صرفاً به احتمال از دست رفتن اصل سرمایه محدود نمیشود، بلکه عدم تحقق اهداف کسبوکار، اختلال در جریان نقدی، تأخیر در بازپرداخت و تغییر شرایط اجرای طرح نیز میتوانند از مصادیق آن باشند.
از این منظر، بررسی سابقه و وضعیت مالی شرکت متقاضی، نحوه مصرف منابع جذبشده، مدت اجرای طرح، زمانبندی پرداخت سود و شرایط استفاده از تضامین، در ارزیابی فرصتهای سرمایهگذاری اهمیت دارد.
دسترسی به این اطلاعات لزوماً به معنای حذف ریسک نیست، اما میتواند امکان شناخت دقیقتر رابطه میان ریسک و بازده را فراهم کند.
پژوهشها درباره رفتار سرمایهگذاران چه میگویند؟
بررسیهای بینالمللی درباره رفتار سرمایهگذاران در تأمین مالی جمعی نشان میدهد که تصمیم به مشارکت در طرحها، علاوه بر نرخ بازده، تحت تأثیر عوامل دیگری نیز قرار دارد.
در یکی از مطالعات انجامشده درباره سرمایهگذاران تأمین مالی جمعی مبتنی بر سهام در مالزی، مشخص شده است که برداشت سرمایهگذاران از میزان ریسک میتواند بر تمایل آنها به مشارکت اثرگذار باشد.
پژوهش دیگری در حوزه افشای اطلاعات مالی نیز نشان داده است که ارائه صورتهای مالی شرکتها میتواند بر تصمیم سرمایهگذاران و نحوه ارزیابی سایر اطلاعات منتشرشده تأثیر بگذارد.
همچنین در مطالعهای با بررسی ۲۸۵ کمپین تأمین مالی جمعی مبتنی بر سهام، ارتباط عواملی مانند کیفیت تیم اجرایی، نوآوری، خوانایی اطلاعات و اطمینانبخشی با موفقیت کمپینها بررسی شده است.
البته این مطالعات عمدتاً در بازارهای خارج از ایران و در حوزه تأمین مالی جمعی مبتنی بر سهام انجام شدهاند و نتایج آنها را نمیتوان بدون بررسی دادههای داخلی، مستقیماً به رفتار سرمایهگذاران ایرانی تعمیم داد.
با این حال، یافتههای این پژوهشها بر اهمیت کیفیت اطلاعات و نقش آن در تصمیمگیری سرمایهگذاران تأکید دارند.
تضامین؛ عاملی تعیینکننده در ارزیابی ریسک
یکی دیگر از مؤلفههای مهم در بررسی طرحهای تأمین مالی جمعی، نوع و شرایط تضامین ارائهشده است.
ضمانتنامه بانکی، ضمانت صندوقهای پژوهش و فناوری، چک و سفته از جمله ابزارهایی هستند که ممکن است در ساختار تضمین طرحهای مختلف مورد استفاده قرار گیرند.
با این حال، صرف وجود تضمین به معنای یکسان بودن سطح ریسک طرحها نیست.
سرمایهگذار باید بررسی کند که تضمین ارائهشده دقیقاً چه تعهداتی را پوشش میدهد، آیا صرفاً شامل اصل سرمایه است یا سود پیشبینیشده را نیز دربرمیگیرد و استفاده از آن تابع چه شرایطی است.
بنابراین دو طرح با نرخ بازده یکسان، ممکن است از نظر ساختار تضامین و میزان ریسک تفاوت قابلتوجهی داشته باشند.
زمان پرداخت سود چه تأثیری بر تصمیم سرمایهگذار دارد؟
نحوه زمانبندی پرداخت سود نیز از دیگر عوامل مؤثر در مقایسه فرصتهای سرمایهگذاری است.
برای مثال، دو طرح ۱۲ماهه با نرخ بازده پیشبینیشده یکسان را در نظر بگیرید که در یکی سود هر سه ماه پرداخت میشود و در دیگری پرداخت سود در پایان دوره انجام میگیرد.
اگرچه نرخ اعلامشده در هر دو طرح یکسان است، اما زمان دریافت جریان نقدی برای سرمایهگذار متفاوت خواهد بود.
این تفاوت بهویژه برای افرادی که دریافت دورهای سود برای آنها اهمیت دارد، میتواند در انتخاب فرصت سرمایهگذاری اثرگذار باشد.
موضوع فعالیت و وضعیت متقاضی چرا اهمیت دارد؟
در تأمین مالی جمعی، منابع جذبشده ممکن است برای خرید مواد اولیه، توسعه خطوط تولید، تأمین سرمایه در گردش، خریدوفروش کالا یا اجرای یک پروژه اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد.
شناخت موضوع طرح و نحوه مصرف منابع به سرمایهگذار کمک میکند تا ارتباط میان فعالیت اقتصادی متقاضی و توانایی احتمالی بازپرداخت سرمایه و سود را بهتر ارزیابی کند.
در کنار این موضوع، بررسی وضعیت مالی و سوابق شرکت متقاضی نیز میتواند در شناخت ریسکهای احتمالی نقش داشته باشد.
آیا مشارکت بالای سرمایهگذاران نشانه کمریسک بودن طرح است؟
یکی از ویژگیهای تأمین مالی جمعی، امکان مشاهده میزان پیشرفت جذب سرمایه و مشارکت سایر سرمایهگذاران در برخی سکوهاست.
این اطلاعات ممکن است بر رفتار مشارکتکنندگان اثر بگذارد، اما افزایش سرعت جذب منابع یا مشارکت تعداد بیشتری از سرمایهگذاران، لزوماً نشاندهنده کیفیت بالاتر یا ریسک کمتر یک طرح نیست.
مطالعات دانشگاهی درباره رفتار گلهای در تأمین مالی جمعی مبتنی بر سهام نیز نشان دادهاند که تصمیم سرمایهگذاران میتواند تحت تأثیر رفتار سایر مشارکتکنندگان قرار گیرد و شدت این تأثیر در مراحل مختلف اجرای کمپین متفاوت باشد.
ازاینرو، میزان استقبال از یک طرح نمیتواند جایگزین بررسی اطلاعات مالی، تضامین و سایر ویژگیهای بنیادی آن شود.
بازده بالاتر همیشه به معنای سرمایهگذاری بهتر نیست
مقایسه دو طرح با نرخ بازده پیشبینیشده ۴۲ و ۴۸ درصد نشان میدهد که بالاتر بودن نرخ بازده، بهتنهایی برای تعیین گزینه مناسبتر کافی نیست.
برای ارزیابی چنین فرصتهایی باید عواملی مانند مدت سرمایهگذاری، زمان پرداخت سود، نوع تضمین، وضعیت مالی متقاضی و موضوع فعالیت اقتصادی نیز بررسی شوند.
در ادبیات مالی، بازده مورد انتظار و ریسک دو مفهوم مرتبط هستند و ارزیابی یکی بدون توجه به دیگری نمیتواند مبنای کاملی برای تصمیمگیری باشد.
نقش شفافیت اطلاعات در انتخاب فرصت سرمایهگذاری
یکی از چالشهای سرمایهگذاری در بسترهای آنلاین، عدم تقارن اطلاعات میان سرمایهگذار و کسبوکاری است که برای جذب منابع اقدام میکند.
انتشار اطلاعات مالی، مشخصات طرح، سوابق متقاضی و شرایط تضامین میتواند به کاهش این فاصله اطلاعاتی کمک کند.
با این حال، افزایش حجم اطلاعات بهتنهایی به معنای کاهش ریسک نیست؛ بلکه قابلیت بررسی، مقایسه و تحلیل اطلاعات منتشرشده اهمیت دارد.
در همین زمینه، مقایسه ساختاریافته فرصتهای تأمین مالی جمعی میتواند تفاوت طرحها را از نظر نرخ بازده، مدت اجرا، دوره پرداخت سود، نوع تضمین و موضوع تأمین مالی روشنتر کند.
مقایسه طرحها؛ فراتر از رقابت بر سر نرخ سود
بررسی فرصتهای تأمین مالی جمعی نشان میدهد که یکسان بودن نرخ بازده لزوماً به معنای یکسان بودن شرایط سرمایهگذاری نیست.
دو طرح با سود پیشبینیشده مشابه ممکن است از نظر زمان بازپرداخت، ساختار تضامین، وضعیت متقاضی و نحوه مصرف منابع تفاوتهای اساسی داشته باشند.
در مقابل، طرحی با نرخ بازده بالاتر نیز ممکن است با شرایط متفاوتی از نظر ریسک و جریان نقدی همراه باشد.
بر این اساس، مقایسه فرصتهای تأمین مالی جمعی زمانی معنا پیدا میکند که نرخ بازده در کنار سایر متغیرهای مؤثر بر سرمایهگذاری بررسی شود.
در نهایت، پرسش اصلی برای سرمایهگذار صرفاً این نیست که کدام طرح سود بیشتری پرداخت میکند، بلکه این است که برای دستیابی به بازده پیشبینیشده، چه سطحی از ریسک را میپذیرد و چه اطلاعاتی برای ارزیابی آن در اختیار دارد.»
انتهای پیام