تأمین مالی بنگاه‌ها
لطفاً در صورت‌های مالی‌تان ما را فریب دهید! /وقتی شابلون‌های تأمین مالی، کسب‌وکارها را به بازی با اعداد سوق می‌دهند
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

نهادهای تأمین مالی برای ارزیابی بنگاه‌ها همچنان اتکای بالایی به صورت‌های مالی، نسبت‌های مالی و سابقه اعتباری دارند؛ در حالیکه وضعیت امروز یک کسب‌وکار لزوماً تصویر دقیقی از ظرفیت آینده آن ارائه نمی‌دهد. حرکت از «نمره‌گرایی مالی» به سمت ارزیابی هوشمندانه‌تر می‌تواند به تشخیص بهتر تفاوت میان بنگاه‌های واقعاً پرریسک و کسب‌وکارهایی کمک کند که با وجود مشکلات مقطعی، ظرفیت احیا و رشد دارند؛ بنابراین در یک جمله می‌توان گفت که نهادهای تأمین مالی باید از «نمره‌گرایی مالی» به سمت ارزیابی هوشمندانه‌تر کسب‌وکار حرکت کنند.

به گزارش کاپیتان‌پرس، در نظام آموزشی، سال‌ها نمره یکی از مهم‌ترین معیارهای سنجش دانش‌آموز بود؛ نمره‌ای که قرار بود میزان یادگیری و حتی تا حدی آینده تحصیلی او را پیش‌بینی کند، اما به‌تدریج مشخص شد که نمره به‌تنهایی تصویر کاملی از توانمندی یک دانش‌آموز نیست.

دانش‌آموز ممکن است در امتحان عملکرد متوسطی داشته باشد، اما در حل مسئله، کار تیمی، خلاقیت، مهارت فنی یا حوزه‌ای خاص توانمندی بالایی داشته باشد؛ به همین دلیل، نظام‌های آموزشی جدیدتر تلاش کرده‌اند در کنار سنجش‌های سنتی، به مهارت، شایستگی، استعداد و مسیر رشد فرد نیز توجه کنند.

مسئله اینجاست که به نظر می‌رسد بخشی از اکوسیستم تأمین مالی هنوز در مرحله‌ای مشابه «نمره‌گرایی» قرار دارد.

وقتی چند عدد، جای کسب‌وکار را می‌گیرند

در بسیاری از مدل‌های سنتی ارزیابی اعتبار، صورت‌های مالی، سابقه اعتباری، سودآوری، جریان نقدی، نسبت‌های مالی، میزان بدهی، وثایق و شاخص‌هایی مانند نسبت مالکانه، نسبت جاری، حاشیه سود و روند فروش نقش مهمی در تصمیم‌گیری دارند.

این شاخص‌ها بی‌اهمیت نیستند؛ از قضا، برای ارزیابی ریسک ضروری‌اند؛ مسئله زمانی ایجاد می‌شود که شاخص به جای ابزار سنجش، به خودِ معیار تصمیم‌گیری تبدیل شود.

بطور مثال، کاهش فروش یک شرکت می‌تواند نشانه ضعف جدی باشد؛ اما ممکن است ناشی از یک شوک موقت در صنعت، اختلال زنجیره تأمین، تغییر مقررات، کاهش قدرت خرید، از دست رفتن موقت یک بازار در شرایط کنونی کشور یا حتی یک سرمایه‌گذاری سنگین برای توسعه ظرفیت باشد.

صورت مالی این تفاوت‌ها را به‌تنهایی توضیح نمی‌دهد؛ در ادبیات تأمین مالی بنگاه‌های کوچک نیز مدت‌هاست میان وام‌دهی مبتنی بر صورت‌های مالی، امتیازدهی اعتباری و وام‌دهی رابطه‌محور تفاوت گذاشته می‌شود.

در مدل‌های جدیدتر نیز استفاده از داده‌های تراکنشی و سایر داده‌های جایگزین برای تکمیل اطلاعات مالی مورد توجه قرار گرفته است.

خطر «بازی با نمره»

وقتی یک کسب‌وکار می‌داند که دسترسی‌اش به منابع مالی به چند شاخص مشخص وابسته است، یک انگیزه خطرناک ایجاد می‌شود؛ «به جای اینکه کسب‌وکار را بهتر کنیم، نمره را بهتر کنیم.»؛ این دقیقا همان جایی است که ممکن است فشار برای سندسازی، ارائه تصویر غیرواقعی از وضعیت شرکت یا دستکاری صورت‌های مالی ایجاد شود.

البته این مسئله را نمی‌توان به همه کسب‌وکارها یا همه نهادهای تأمین مالی تعمیم داد؛ اما از منظر طراحی نظام تأمین مالی، باید پرسید:

آیا مدل ارزیابی ما به اندازه‌ای هوشمند هست که شرکت را به درست‌نمایی تشویق کند، نه به بهتر نشان دادن خودش؟

اگر پاسخ منفی باشد، بخشی از سیستم عملاً انگیزه‌ای برای تولید اطلاعات غیرواقعی ایجاد می‌کند.

شرکتی که مشکل دارد، الزاماً شرکت بدی نیست

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌هایی که در ارزیابی تأمین مالی باید دیده شود، تفاوت میان «شرکت ضعیف» و «شرکتِ موقتاً گرفتار» است.

ممکن است شرکتی امروز با کاهش فروش، فشار نقدینگی یا افت سودآوری مواجه باشد، اما بازار مناسبی داشته باشد، دارایی و ظرفیت تولید قابل اتکایی داشته باشد، تیم مدیریتی توانمندی داشته باشد و با تزریق منابع مناسب بتواند دوباره به مسیر رشد بازگردد. در چنین شرایطی، رد کردن شرکت صرفاً به دلیل وضعیت فعلی برخی نسبت‌های مالی، ممکن است یک فرصت احیا را از بین ببرد.

از طرف دیگر، شرکتی ممکن است امروز صورت‌های مالی بسیار خوبی داشته باشد، اما در بازاری رو به افول فعالیت کند یا مدل کسب‌وکارش در معرض ریسک جدی باشد.

پس مسئله فقط این نیست که «امروز شرکت چه نمره‌ای دارد؟» بلکه باید پرسید «چرا این نمره را دارد، در چه محیطی فعالیت می‌کند و با دریافت منابع چه مسیری پیش روی آن قرار می‌گیرد؟»

بنابراین راه‌حل، حذف شاخص‌های مالی نیست و قرار نیست نسبت مالکانه، سودآوری، جریان نقدی یا سابقه اعتباری کنار گذاشته شوند؛ مسئله، ترکیب آن‌ها با اطلاعات بیشتر و تحلیل عمیق‌تر است.

یک مدل ارزیابی هوشمند می‌تواند در کنار صورت‌های مالی، عواملی زیر را هم در نظر داشته باشد:

• روند واقعی جریان نقدی و تراکنش‌ها

• وضعیت صنعت و بازار

• سفارش‌های موجود و قراردادهای آینده

• ظرفیت تولید و میزان استفاده از آن

• کیفیت مشتریان و مطالبات

• وضعیت زنجیره تأمین

• سابقه مدیریتی و توان تیم

• دارایی‌ها و ظرفیت‌های قابل استفاده

• دلیل ایجاد بحران

• برنامه شرکت برای عبور از بحران

• و سناریوهای آینده کسب‌وکار

امروز نیز در ادبیات جهانی تأمین مالی بنگاه های کوچک و متوسط، استفاده از داده‌های تراکنشی، پرداخت‌ها، فروش، سفارش‌ها و سایر داده‌های جایگزین برای تکمیل ارزیابی اعتبار مورد توجه قرار گرفته است؛ هدف این است که تصمیم اعتبارسنجی فقط به اطلاعات سنتی محدود نماند.

حتی OECD نیز در گزارش‌های اخیر خود، بر گسترش داده‌های مورد استفاده در ارزیابی و نقش ابزارهای دیجیتال و AI در اعتبارسنجی و تصمیم‌گیری تأمین مالی تأکید کرده است.

از «نمره» به «تصمیم»

شاید مسئله اصلی نظام تأمین مالی این نباشد که معیارهای فعلی اشتباه‌اند؛ بلکه این باشد که این معیارها در بسیاری از موارد، برای یک تصمیم پیچیده بیش از حد ساده شده‌اند.

یک شرکت، بنگاه و...، یک عدد نیست؛ یک واحد زنده است که در یک صنعت، یک بازار و یک محیط اقتصادی مشخص فعالیت می‌کند؛ بنابراین شاید وقت آن رسیده باشد که از تأمین مالی مبتنی بر شابلون‌های ثابت به سمت تأمین مالی مبتنی بر شناخت شرایط واقعی کسب‌وکار حرکت کنیم؛ مدلی که بتواند میان یک کسب‌وکار واقعاً پرریسک و یک کسب‌وکار گرفتارِ یک بحران موقت تفاوت بگذارد.

هدف تأمین مالی نباید صرفاً انتخاب شرکت‌هایی باشد که امروز بهترین نمره را دارند؛ بلکه باید بتواند تشخیص دهد منابع مالی در کدام کسب‌وکار، بیشترین امکان ایجاد ارزش، حفظ اشتغال و بازگشت سرمایه را دارد.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار