به گزارش کاپیتانپرس و به نقل پایگاه اطلاعرسانی مزرعه سبز، بخش کشاورزی با وجود نقش آن در امنیت غذایی و اقتصاد کشور، سالهاست با مجموعهای از موانع ساختاری برای جذب سرمایه مواجه است.
در چنین شرایطی، نقدینگی به جای حرکت به سمت مزارع، صنایع تبدیلی و طرحهای توسعهای این بخش، به بازارهایی هدایت میشود که امکان کسب بازدهی بیشتر یا سریعتر را برای صاحبان سرمایه فراهم میکنند.
کاهش جذابیت سرمایهگذاری در کشاورزی را نمیتوان تنها به یک عامل نسبت داد؛ قیمتگذاری محصولات، افزایش هزینه نهادهها، ناپایداری زیرساختهای آب و انرژی و ضعف زنجیره ارزش، در کنار یکدیگر، ریسک سرمایهگذاری در این بخش را افزایش دادهاند.
شکاف میان هزینه تولید و قیمت محصول
یکی از مهمترین موانع سرمایهگذاری در کشاورزی، نحوه قیمتگذاری محصولات است. در حالیکه هزینه نهادههایی همچون بذر، کود و تجهیزات مکانیزه تحت تأثیر تورم عمومی و تغییرات نرخ ارز افزایش پیدا میکند، قیمت برخی محصولات تحت تأثیر سیاستهای قیمتگذاری و مداخلات دولتی قرار دارد.
در نتیجه، فاصله میان هزینه واقعی تولید و درآمد تولیدکننده میتواند حاشیه سود فعالیت کشاورزی را کاهش دهد.
این وضعیت بهویژه برای سرمایهگذاریهای جدید اهمیت دارد؛ چراکه ورود فناوری، مکانیزاسیون و توسعه روشهای نوین تولید نیازمند سرمایهگذاری اولیه و امکان پیشبینی بازگشت سرمایه است. کاهش قابلیت پیشبینی سود، انگیزه ورود سرمایه جدید به این بخش را محدود میکند.
آب و انرژی؛ ریسک مضاعف برای سرمایهگذار
چالش سرمایهگذاری در کشاورزی تنها به قیمت محصولات محدود نیست. زیرساختهای آب و انرژی نیز به یکی از عوامل مؤثر بر ریسک تولید تبدیل شدهاند.
قطعی برق چاههای کشاورزی، محدودیت منابع آب و نبود الگوی کشت متناسب با ظرفیتهای اقلیمی میتواند استمرار تولید و محاسبات اقتصادی فعالان این بخش را تحت تأثیر قرار دهد.
سرمایهگذاری بلندمدت، زمانی امکانپذیر است که سرمایهگذار بتواند دسترسی به نهادهها و زیرساختهای اصلی تولید را تا حد قابل قبولی پیشبینی کند. ناپایداری این متغیرها، برآورد هزینه و دوره بازگشت سرمایه را دشوار میکند.
حلقه مفقوده زنجیره ارزش
بخش دیگری از مسئله به ساختار زنجیره ارزش کشاورزی بازمیگردد؛ در بسیاری از محصولات، فاصله میان مزرعه و صنایع تبدیلی همچنان قابل توجه است و بخشی از ارزش افزوده محصول در حلقههای پس از تولید شکل میگیرد.
ضعف زیرساختهایی مانند سردخانههای استاندارد، صنایع فرآوری و فناوریهای بستهبندی نیز موجب میشود ظرفیت اقتصادی محصول کشاورزی بهطور کامل در زنجیره تولید و فروش مورد استفاده قرار نگیرد.
در چنین ساختاری، توسعه صنایع تبدیلی میتواند علاوه بر کاهش خامفروشی، زمینه ایجاد ارزش افزوده بیشتر در زنجیره کشاورزی را فراهم کند و فرصتهای تازهای برای ورود سرمایه به بخشهای پس از تولید ایجاد کند.
کشاورزی چگونه دوباره برای سرمایه جذاب میشود؟
افزایش سرمایهگذاری در کشاورزی بیش از آنکه صرفاً به تزریق منابع مالی وابسته باشد، نیازمند کاهش ریسکهای ساختاری این بخش است.
قابلیت پیشبینی قیمت و هزینه تولید، پایداری تأمین آب و انرژی، توسعه زیرساختهای نگهداری و فرآوری و تسهیل ورود فناوریهای نوین از عواملی هستند که میتوانند بر محاسبات سرمایهگذاران اثر بگذارند.
در نهایت، عبور از وضعیت فعلی مستلزم تغییر نگاه از تأمین کوتاهمدت محصولات کشاورزی به ایجاد یک اقتصاد پایدار در این بخش است؛ اقتصادی که در آن تولیدکننده امکان کسب بازده اقتصادی داشته باشد و سرمایهگذار نیز بتواند درباره سود و بازگشت سرمایه با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرد.
انتهای پیام